به مناسبت سالروز عروج سردارشهيد برونسي

نام شهيد برونسي را همه شنيده ايم.
چهره ساده و صميمي اش را هم حتما در عکس ها و تصاوير ديده ايم، شايد درباره او کتابي هم خوانده ايم. اما با همه اين ها وقتي 3 سال قبل مقام معظم رهبري در ديدار خانواده شهيد برونسي درباره اين شهيد مطالبي فرمودند، ديدگاه ها به شهيد برونسي جدي تر شد.آقا به زواياي شخصيت اخلاقي و جهادي برونسي اشاره داشتند و از او به «اوستا عبدالحسين» ياد کردند و فرمودند: «خدا ان شاءا... شهيد عزيزمان را- مرحوم شهيدبرونسي را يا همان طور که عرض کرديم اوستا عبدالحسين برونسي- را رحمت کند. اين خيلي براي جامعه ما و کشور ما و تاريخ ما اهميت دارد که يک شخص خوانده شده به عنوان «اوستا عبدالحسين» نه دکتر عبدالحسين است، نه به معناي علمي استاد عبدالحسين است؛ بلکه اوستا عبدالحسين است، اهل بنايي و اهل کاردستي و اهل شاگردي فلان مغازه؛ يعني اوستا عبدالحسين بنا- از لحاظ معرفت و آشنايي با حقايق به جايي مي رسد که قبل از پيروزي انقلاب در ظريف ترين کارهاي انقلابي جوان هايي که در مسائل انقلابي کار مي کردند شرکت مي کند.»امروز ۲۵ اسفند سالروز شهادت سردار خراساني دوران دفاع مقدس، عبدالحسين برونسي است.بهانه خوبي است تا باري ديگر جلا دهيم جانمان را با ياد برونسي ، شهيدي که ارديبهشت ماه گذشته پس از فراقي 27 ساله به خانه اش بازگشت...خواندن خاطراتي از برونسي از کلام دوستان و همرزمان رزق خوبي مي تواند باشد براي ما.
درباره برونسي خيلي ها گفته اند فقط به قدر تشنگي بگذاريد از درياي ژرف بچشيم. دکتر محسن رضايي درباره برونسي مي گويد: در عمليات والفجر مقدماتي که در صدد تشکيل يگان بوديم، به سردار شهيد شوشتري و برخي ديگر از دوستان گفتيم که استان خراسان با اين همه استعداد و ظرفيت به تنهايي مي تواند داراي يک لشکر باشد که وقتي قرار شد آقاي شوشتري در اين زمينه اقدام کند و اين کار را انجام دهد دو ،سه نفر را انتخاب کرد که يکي از آن ها شهيد بزرگوار برونسي بود که در عين حال که به لشکر کمک مي کرد، يک تيپ را هم فرماندهي و اداره مي کرد.
دکتر محسن رضايي در ادامه سخنانش چنين مي گويد: نکته جالب درباره اين شهيد گرانقدر اين بود که با وجود فرصت کمي که داشت از ابتداي دوران جنگ تحميلي به عرصه فرماندهي تيپ وارد شده بود و با اين که هيچ سابقه نظامي گري نداشت اما توانست در اين فرصت کم خود را از سطح يک رزمنده به سطح يک فرمانده تيپ ارتقا بدهد و اين هميشه جزو مثال هاي من در سخنراني هايم بود.در آن دوران که گاهي مي ديديم برخي فرماندهان احساس عجز مي کردند و مي گفتند که فرماندهان گردان ها به شهادت رسيدند چه کنيم، من اغلب دو ،سه نفر را که شاخص بودند نام مي بردم که يکي از آن ها سردار شهيد عبدالحسين برونسي بود که شما ببينيد شهيد برونسي چگونه توانسته بود در مدت کوتاهي استعدادها و توانمندي هاي خودش را بروز دهد و به سطح فرماندهي قابل و شايسته ارتقا پيدا کند.
دکتر محمد باقر قاليباف هم درباره اوستا عبدالحسين چنين مي گويد:او که به غمزه مسئله آموز صد مدرس بود، براي همه آن هايي که او را مي شناختند اسوه کاملي از مجاهدان حقيقي راه خدا بود، مردي که رهبر انقلاب او را از عجايب اين انقلاب ناميدند، مردي خودساخته و عصاره خصايل. گويي قسمت اين بود که برونسي عزيزمان که در زمان حياتش الگوي عشق و ارادت به فاطمه(س) و حسين فاطمه (ع) بود، شهادتش نيز رنگ و بوي مدينه و کربلا بگيرد ... شايد هيچ نامي به اندازه «عبدالحسين» برازنده او نبود. او به راستي مريد و شاگرد برازنده سرور و سالار شهيدان بود و تمام عمر خويش را نيز وقف يک زندگي عاشورايي کرد. بارها گفته ام که دفاع مقدس عرصه تجلي شور و شعور بود و برونسي مصداق بارزي از آميختگي قابليت هاي نظامي و ايماني استوار به امام (ره) و انقلاب بود. در مورد قابليت او همين بس که به سرعت به سطح فرماندهي رسيد و به واسطه شجاعت هاي خود چنان وحشتي در دل هاي دشمن انداخت که براي سرش جايزه تعيين کردند. در شور و ايمانش نيز همين بس که رفتارش و گفتارش تجلي عشق و معرفتي شگرف به خداي متعال بود که زمان و مکان شهادت را مي دانست و در آستانه عمليات بدر مي گفت: «اگر در اين عمليات شهيد نشدم، در مسلماني ام شک کنيد.» اين شهود حاصل ايماني بود که باعث مي شد او بگويد: «در هر کار اگر انسان خدا را در نظر بگيرد انحراف ايجاد نمي شود.»
منبع : روزنامه خراسان
سلام ، خدا قوت