حضرت سلیمان و مورچه
سلیمان ومورچه


روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید:
چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت:
معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود:
تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت:
تمام سعی ام را می کنم...
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت:
خدایی را شکر می گویم که در راه عشق ، پیامبری را به خدمت موری در می آ
ورد...
تمام سعی مان را بکنیم ، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۲۴ ساعت 8:47 توسط بصير
|
سلام ، خدا قوت