خوشنويسي در مركز حيات فرهنگي و هنري
خوشنويسي در مركز حيات فرهنگي و هنري
روزنامه كيهان ، مهدي فرخي
یک شنبه 25 تير 1391 - شماره 20256
سرآغاز فرمانروايي صفويان با دوره شكوفايي و بالندگي خوشنويسي در ايران مقارن بود.
سنتهاي از پيش معين خوشنويسي هم شكل صوري اقلام گوناگون را براي خوشنويسي تعيين مي
كرد و هم نوع كاربرد هر قلم را. با اين حال، خوشنويسان براي تكميل و بهبود ميراث
گذشتگان در تكاپو بودند. یک شنبه 25 تير 1391 - شماره 20256
خوشنويسي علاوه بر كتابت، در پيشه هايي چون مهرسازي و حكاكي بر سكه و عاج و فلز هم به كار مي آمد و آموختن خوشنويسي عموميت داشت. بيشتر اعضاي خاندان صفوي نيز به خوشنويسي و فراگيري آن رغبت داشتند و حامي خطاطان بودند و آثار ايشان را در مرقعات گرد مي آوردند. در دوره سلطنت شاه اسماعيل و شاه طهماسب، سنتهاي به جامانده از هرات عهد تيموريان با اندك تغييراتي ادامه يافت و قانونمند شد. در آغاز حكومت شاه طهماسب، ابتدا كتابت متون حمايت شد و سپس قطعه نويسي رواج يافت. در اين زمان، رساله نويسي در باب خوشنويسي نيز در ميان خوشنويسان رايج شد. خوشنويسان اين عصر قلمهاي ششگانه را كه در خوشنويسي ايران سابقه اي ديرين داشت، در آثار خود به كار مي گرفتند. شكل و تناسبات حروف اين اقلام را سنتهاي به جامانده از شيوه خوشنويسي ياقوت مستعصمي معين مي كرد. ماندگاري اين اقلام بر رقابت خوشنويسان در تقليد از آثار پيشينيان استوار بود. به جز قلمهاي ششگانه، دو قلم تعليق و نستعليق نيز در قلمرو صفويان كاربرد بسيار داشت. مكاتبات اداري را بيشتر به قلم تعليق مي نگاشتند كه به گواهي اسنادي قديمي، ابداع آن در ايران عهد ايلخانان رخ داده است. به رغم رواج تعليق، بيشتر خوشنويسان به نستعليق گرايش داشتند. اين قلم را در آغاز بيشتر براي نوشتن اشعار به كار مي گرفتند؛ اما به زودي در موارد بسيار جاي خطوط ديگر را گرفت. اين گسترش كاربرد قانونمند شدن حروف و تركيبات نستعليق را در پي داشت و رسالات مختلفي براي آموزش قواعد اين قلم نگاشته شد. صفويان شيوه خوشنويسي سلطان علي مشهدي را بسيار مي ستودند. او توانايي شگفتي در نستعليق خفي داشت. شاگرد او، سلطان محمد نور، نيز در هم نشين كردن نستعليق خفي و جلي مهارت داشت.
علاقه شاه طهماسب به خوشنويسي خوشنويسان را به بالاترين مقامهاي درباري مي رساند. در آغاز سلطنت شاه طهماسب، خوشنويسان بسياري در تبريز شيوه خوشنويسي رايج در هرات و شرق ايران را به كار مي بردند. شاه محمود نيشابوري يكي از آنان بود كه علاوه بر خمس نظامي، قرآني به خط نستعليق براي شاه طهماسب كتابت كرد.
بيشتر خوشنويسان اين عهد در قطعه نويسي نيز توانمند بودند. بيشتر اين قطعه ها را پس از تذهيب در مرقع جاي مي دادند. در منابع عصر صفوي، مير علي هروي را هنرمندي اثرگذار خوانده اند و برخي او را در خوشنويسي هماورد سلطان علي مشهدي دانسته اند. شيوه اين خوشنويس در هندوستان نيز علاقه مندان بسيار داشت. سيداحمد مشهدي از شاگردان و پيروان ميرعلي بود كه در دستگاه شاه طهماسب فعاليت مي كرد. از آنجا كه اين هنرمند استاد ميرعماد قزويني بود، در دوره هاي بعد، از او به نيكي ياد كرده اند. برجسته ترين خوشنويس اواخر عهد شاه طهماسب مالك ديلمي بود. او در نستعليق پيرو شيوه سلطان علي بود و بر قلمهاي ششگانه نيز چنان تسلط داشت كه برخي او را ياقوت زمانه خوانده اند.
در عهد صفوي، خوشنويسي در مركز حيات فرهنگي و هنري جاي داشت. خوشنويسان علاوه بر كتابت مراسلات درباري و استنساخ نسخه هاي نفيس، به نوشتن اشعار ديگران و سروده هاي خودشان نيز اشتغال داشتند. با دست به دست شدن اين قطعات، آثار خوشنويسان عهد صفوي در ايران و هند و تركيه سرمشق خوشنويسان قرار گرفت.
برخي از تحليل گران دوره صفوي مدعي هستند كه صفويان هنر دوره تيموري را تقويت و شكوفا كردند. تيمورياني كه در هرات و حوالي خراسان صاحب قدرت بودند و پس از شكست سخت ازبكان از شاه اسماعيل اول ميراث فرهنگي و هنري هرات يكجا به صفوي تعلق گرفت. بهزاد نقاش معروف تيموري پس از فتح هرات به تبريز برده شد و جالب اين كه در تبريز سرپرستي گروهي از نقاشان صاحب ذوق هراتي را بر عهده گرفت و توانست سبك و مكتب تبريز را در هنر نقاشي پايه گذاري كند. شاه اسماعيل به تدريج به بهزاد علاقه مند شد و به شدت از هنر او حمايت كرد و بعدها وي را به رياست كتابخانه سلطنتي منصوب كرد.
در نقاشي هاي ايراني كه به سبك و سياق مينياتور ترسيم مي شد غالباً قوانين خاصي رعايت مي شده است. در اين قبيل نقاشي ها كه گاه مورد تمسخر نقاشان فرنگي قرار مي گرفت . جهان سه بعدي به دو بعد تبديل شده و لاجرم انسان ها و اشيا و غيره چهره بسيار حقيقي و طبيعي پيدا نمي كردند. با اين حال هنرمندان ايراني مي توانستند رنگ هاي موزون و يكدستي را به كار گيرند.
در عين حال كه تصاوير نقاشي مملو بود از پرندگان، حيوانات، درختان بلند و... نقاشان صفويه براي نشان دادن آسمان از رنگ طلايي استفاده مي كردند، آب را نه آبي نيلي بلكه نقره گونه رنگ آميزي مي كردند، سروهاي بلند قامت را سبز بسيار تيره مي كشيدند و اما لباس مردان صفوي غالباً قرمز بسيار تند و گاه آبي نيلي است، شاه اسماعيل صفوي كه به هنر توليد كتاب علاقه داشت بر آن شد تا هنرمندان را جهت تاليف كتابي به كار وا دارد.
نتيجه كار كتابي بود به نام شاهنامه شاه طهماسبي چرا كه كتاب در زمان شاه اسماعيل به پايان نرسيد و در دوران سلطنت شاه طهماسب قوام يافت. در اين اثر آثار ارزشمند 250 نقاش مينياتور وجود دارد. برخي از هنرمندان بر اين باورند كه اين كتاب خود نگارخانه اي سيار است.
در اين اثر به غير از نقاشي سرآمدترين آثار خوشنويسان نيز به چشم مي خورد. خوشنويسان مشهور آن دوران حدود 60 هزار بيت شاهنامه فردوسي را به رشته تحرير درآوردند. بي شك در هيچ دوره اي از تاريخ ايران تا اين حد به هنر خوشنويسي بها داده نشده است.
توليد آثار خوشنويسي از كتاب فراتر رفت و خطاطان به كار تزيين مساجد و بناهاي عمومي مشغول گشتند ، آن چنان كه رضا عباسي در دوران شاه عباس خطاطي سر در مسجد شيخ لطف الله را شخصاً انجام داد.
در اين بين ديدگاه و بينش شيعيان و به طور كلي جهان اسلام در كار خطاطان به خوبي جاي گرفت. همچنين نقاشان مينياتور صفوي به تدريج به كار نقش كوبي و برجسته كاري روي چرم مشغول گشتند.
شاه طهماسب به شدت به هنر نقاشي علاقه داشت و در كار گسترش آن تلاش كرد، اما نوه او شاه عباس آن چنان به اين هنر روي خوش نشان نداد، بلكه به هنر معماري و شهرسازي بيشتر گرايش داشت و به همين دليل طراحان و معماران معروفي چون شيخ بهايي كه فقيهي عاليقدر نيز بود، در دوران شاه عباس فعاليت چشمگيري از خود نشان داد. با تمامي اين تفاسير در همان دوران خاص دو سبك متفاوت نقاشي ظهور كرد؛ يكي سبك كار رضا عباسي و ديگري سبك نقاش صادق بيگ افشار. در پايان اشاره به اين مساله ضروري است كه غالب نقاشي ها در دوران شاه عباس به بعد به صورت تكه ورقه اي بوده و براي تصويرگري كتب خاص نقاشي ها خلق نشده اند.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۴/۲۵ ساعت 7:13 توسط بصير
|
سلام ، خدا قوت